
به نام خداوند بخشنده ي مهربان
خدانگه دار
اين وبلاگ در روز دوشنبه 26 شهريور 1386 به كار خود
پايان داد
با نام خدا اغاز كرم با نام خدا پايان خواهم داد
وقتي كه رفتم هر چيز كه بوي خاطره ي تو را به همراه داشت نابود كردم تا ديگر به يادت نباشم وقتي كه جدا شديم تو هيچ چيزي را نابود نكردي . من هنوز به يادتم ولي تو با ان همه يادگاري فراموشم كردي من خاطرات رو از بودنت پاك كردم و تو بودن رو از خاطراتم.
نميدونم بايد از كجا شروع بكنم اخه هيچ وقت چنين روزي رو پيش بيني نكرده بود ولي حالا كه فكر مي كنم ميفهمم چقدر اسون چقدر راحته رفتن چقدر سخته دل بريدن چقدر سخته نگاه كردن اما كسي رو نديدن چقدر اسونه خواندن قران چقدر سخته به قران عمل بكني چقدر سخته با تو بودن فكر كنم ديگه چون دارم خداحافظي ميكنم همه اين پست رو بخونن....!
از همه دوستام به خاطر بدهايي كه بهشون كردم ازشون ميخوام منو ببخشند وبه خاطر خوبياشون سپاسگذارم من اگه بخوام اسم تك تكشونو بيارم خيلي طول ميكشه ولي فكر كن اونا خيلي با ارزشند نميشه اسمشونو نياورد اونايي كه يادم رفته اميدوارم منو ببخشند
آناهيد
: ارزوي خوشبختي وسلامتي كامل براي شما دارم لحظه هايي سرشار از خنده خوشي و سربلندي و عشق رو براي تو ارزو ميكنم هميشه به يادتم حرفايي كه ميخواستم اخرين بار بهت بگم رو به خدا گفتم اميدوارم اون بهت گفته باشه بهشت حق توستو
همه كساني كه به وبلاگم از اول تا امروز سر زدند و خواهند زد تا هميشه
از خداي خودم سپاسگزارم كه اين همه دوست خوب بهم داده بود اين همه دوستي كه به تك تكشون افتخار ميكنم واقعا خدا چقدر مهربونه بعضي وقتا ما خيلي سنگ دليم ميخوام امروز يه حرفي رو بزنم مثل بقيه حرفاي ديگم كه تا حالا زدم من هميشه معتقدم ادم وقتي عاشق كسه ديگه ميشه اولا به خاطر اموال و دارايي يكي عاشق اون نشه چون عشق يه كلمه ي مقدسه و مالو ثروت مقدس نيست به نظر من ادم بايد دنبال قداست باشه چون اينطوري به خدا ميرسه ارزوي مرگ بد نيست چون خدا مقدسه رسيدن به خدا رسيدن به قداسته زندگي تو اين دنيا كه پر دروغ حيله و رياست چرا اين همه بعضي از ادمارو شاد ميكنه به خدا اون روزي رو بهش فكر ميكنم كه در اتشي كه اين اموال و ثروتها سوخت اونا هستن دارم ميسوزم چه قدر خوبه گزشت چقدر خوبه عزت نفس چقدر خوبه گزشت چقدر خوبه گذشت چقدر خوبه شبي رو گرسنه خوابيدن چقدر خوبه به نان دادن به فقير چقدر خوبه گرفتن سبد يه پيرزن چقدر خوبه حرف زدن با دوستت وقتي كه هيچ ريايي تو كار نباشه دوست دارم وقتي كه ميميرم خوشحال باشم نه ناراحت به خدا براي من مردن رات تر از اينه كه دارم اخرين حرفمو ميزنم چون ناراحتم
من رفتم
من رفتم اما هستي دوست عزيز و مهربون من هنوز ادامه خواهد داد شايد يه مدت طول بكشه ولي اون بر ميگرده و مينويسه شايد بعد ها يه نويسنده ي ديگه هم اظافه بشه راستش من دنبال يكي ميگردم كه بتونه به هستي كمك بكنه هنوز پيدا نكردم اماده قبول هر پيشنهادي هستم البته اگه اين پيشنهاد تا دو روز بهم برسه
خلاصه اين كه بد جوري گرفتار حرف ها و ديدگاهاي صد من يه غاز شديم و نفس كشيدنو به خودمون سخت كرديم
مثل هميشه
شعرا گر گلند من خا رم ...... سگ اصحاب كهفه را مثلم خفته در استانه ي غارم
اگه تا اينجا خوندين خواهش ميكنم حتما اينجارو بخونينن اين اخرين خواسته ي من از شماست
1- در زوز قيامت تمام چشمها گريان است مگر سه چشم : چشمي كه در راه خدا بيخوابي كشيده وچشمي كه از ترس خدا گريسته و چشمي كه از محارم خداوند صرفه نظر كرده
2- در قيامت گروهي كه بر صورتشان گوشتي وجود ندارد بلند ميشوند انگاه به انها گفته ميشود كه اينها كساني هستند كه مومنين را ازيت كرده و اسباب زحمتشان شده اند سپس به انها امر ميشود كه داخل جهنم شوند
3- هر مومني كه چيزي را از مومن ديگر دريغ كند در حالي كه هم مومن اولي قادر به انجام ان هست و هم مومن دومي به ان سخت محتاج است در روز قيامت صورت دريغ كننده راسياه و چشم هايش را كبود و دستانش رابسته به گردن ميگرداند و اورا خائن ميخوانند و به دوزخ مي افكنند
4- كسي كه به عنوان ريا و شهرت طلبي اطعام نمايد خداوند در روز قيامت او را از رك و كثافت جهنم ميخوراند و انقدر اين غذاي اتشين در شكم او ميماند تا خداوند از حساب خلايق فارغ شود
5- كسي كه قران بياموزد و سپس به عمد ان را در بوته ي فراموشي سپرد خداوند او را در قيامت محشور ميفرمايد در حالي كه جذام زده و دست بسته است و خداوند به تعداد هر ايه ماري را بر او موكل ميكند
6- كسي كه بر رخساره ي مسلماني لطمه وارد بكند خداوند در روز قيامت استخان او را جدا ساخته انگاه اتش را بر او مسلط ميگرداند و در حاليداخل اتش ميشود كه دتش بسته است
7- كسي كه به قران بخواند و به ان عمل نكند در روز قيامت كور ميشود
8- كسي كه در عيب جويي از برادر ديني اش قدر بردارد اولين قدمي كه در روزقيامت بر ميدارد او را به جهنم ميافكند و خداوند عيب هايش را اشكار ميكند
9- كسي را كه از او چيزي بژرسند بداند و كتمان كند در روز قيامت دهانش پر از اتش ميشود
10- كسي كه جچيزي را به منظور مفاخره نسبت به ديگران بسازد خداوند او را روز قيامت سياه رو محشور ميفرمايد
11- كسي كه بر مومني تعنه زند ميميرد به بدترين مردن ها
12- كسي كه غيبت كند نماز و روزه او 40 شبانه روز قبول نخواهد شد مگر اينكه كسي كهغيبت او شده عفو كند
اخرين:
13- حضرت پيغنبر اكرم : سه چيز است اگر از من قسم خواهند بر انها قسم ميخورم. يكي انكه صدقه دادن هيچ از مال كم نكند دومانكه هيچ كس از ظلمي كه به او شده عفو نميند از براي خدا مگر انكه خدا عزت او را در قيامت زياد فرمايد. سوم انكه هيچ كس نيست يك در از سوال بر خود نگشايد مگر اينكه دري از فقر و احتياج بر او گشوده شود.
خدايا تو را هميشه سپاس گفتم چون تو به من زندگي بخشيدي مواظبم بودي مرا نعمت دادي كمك كردي تا نفس بكشم راه بروم بخورم بياشامم خدايا ايا دريغ نيست در قبال اين همه نعمت تو را سپاس نگويم خودت نگه دار همه باش خدايا خودت گفتي كه در مقابل بدي هاي ديگران گزشت كنيم حالا ما بدي كرديم تو هم در مقابل ما گزشت كن
به نام خداوند بخشنده ي مهربان![]()
سلام
آهان حالا شد ؟! من نياز به يه تغيير اساسي داشتم ! چه تغييري ؟ خب اومدن هستي خيلي خوشحالم اون اومد البته با پيشنهاد من ؛ قبل از اين كه فكراي ديگه بكنيد علتشو ميگم؛ هستي بهم گفته بود كه حرفايي كه ميزنه رو كسي نميبينه اون گفته بود حرفاشو مينويسه خب من بهش پيشنهاد دادم كه با من بنويسه اميدوارم با اومدن ايشون وضع بهتر از قبل بشه دلم ميخواد بهش بگم هستي خيلي خوش اومدي . دلم گرفته بعضيا ميان تو وبلاگم فقط نظر ميدن ميرن ببينيد من نمينويسم كه نظر جمع كنم من مينويسم ادمايي كه ميفهمند بخونن هيچ نيازي به نظر ندارم البته اين بزرگواري شما رو ميرسونه كه بعد خوندن نظر ميدين گفتم وبلاگم بايد ميگفتم وبلاگ ما خب اشتباه چاپيه ديگه بايد چشامونو به خيلي از اشتباهات ببنديم به خيلي از رفتار هايي كه ديگران هم با ما ميكنند و ما خوشمون نمياد بايد چشامونو به اونا هم ببنديم بايد تحمل كنيم تا تحملمون بكنند ولي دلتنگيامونو كي جوابشو ميگه هيچكي ارزش دلمونو ايا ميدونه يعني اينقد بي ارزش شده حتي ازش سراغ نميگيري مهم نيست ؟! ادم وقتي كسي رو دوست داره دلش ميخواد همه كار برا اوني كه دوست داره بكنه چون عاشقشه وقتي كه نميتونه براش ي كاري بكنه تا خوشحالش بكنه فكر ميكنه كه خيلي بد بخته ولي ادم وقتي كه خدا رو دوست داره دلش نميخواد كاري بكنه كه خدا رو خوشحال بكنه همش كارايي ميكنه كه خدا رو ناراحت بكنه دروغ ميگه غيبت ميكنه ادمارو ازيت ميكنه فحش ميده اما خيلي خوشم مياد از ادمايي كه ميخوان همه رو خوشحال بكنند حتي خدا رو دوست دارم وقتي يه مطلبي رو ميخونم روي اون مطلب فكر كنم دوست دارم خودم باشم خودم بنويسم خودم كپي نكنم هستي از اين كه تو همه ي اين خصوصيتو داري خوشحالم 
نگران بودن چه احساس بديه واقعا بی خبر بودن عزاب اوره واين كه بزرگترين درد يه مرد ميتونه اين باشه يكي از عزيز ترين كساس تو بستر بيماري باشه من چندمين باره كه ميخوام براش دعا كنيد تا دوباره بتونه حرف بزنه

راستي چه اشكالي داره ادم نماز بخونه ؟ بزار يه چيز بگم بعضيا نماز نميخونن چون خدا رو قبول ندارن بعضيا نماز نميخونن چون خدا رو قبول دارن اما فكر ميكنند نماز فقط براي روحانيونه نه عزيزم اونا ............نماز ميخونن ولي خدا به ما بهشتو ميده كدومش خشگلتره ؟ ولي به نظر من مهمترين دليل براي نماز نخوندن اينه كه ادم خجالت ميكشه از بقيه ادما اينو خودم كشف كردم يعني اينكه از خواهرت برادرت خجالت ميشي نماز بخوني ميترسي اونا ببينن بد بشه برات ولي چرا از خدا نميترسي بابا نميخواي خدا بهت همه چي اوني كه ارزو داري رو بهت بده خوندن نماز برا همه واجبه بعضيا از اسم نماز بدشون مياد ولي نماز اين نيست بلكه يه نوع احترامه به خدا همونطوري به ديگران در قبال چيزايي كه بهت دادن بهشون احترام ميزاري به خدا هم اين كارو بكن هر روز ؟!!
كمكم كن تا خوب باشم
بعضي وقتا با خودم فكر ميكنم در گردابي از مشكلات گير افتاده ام وقدرت رها كردن خويش را از دست داده ام . چقدر سخت است كه انسان نابودي خويش را به چشم ببيند چقدر تلخ است انحطاط من ! من جريي از تو ام. خدايا نگزار لحظه اي پايبند غرور شوم خدايا كمكم كن تا خوب باشم خوب رفتار بكنم خوب ببينم خوب بشنوم خوب زندگي بكنم خداوندا دوست و دشمنم را به من بشاناسان وكاري كن در اولين برخورد با كسي كه من را براي هر چيزي غير از من ميخواهد متوجه شوم
خدايا كمكم كن تا بنده هاي حقيقي و خوب را به خود جذب كنم و از هيچ چيز و هيچ كس نترسم.بعدا ميام اين اپمو تكميل ميكنم
ههههه
حرف هاي يه عاشق به معشوقش نازنين نوشته شده در زمستان1372
نازنين سلام
اميدوارم هميشه خوب باشي و سربلند خيلي دوست داشتم تا بببنمت اما نشد اميدوارم يك روز بتونم من تو رو ببينم مطمعن باش اون روز همش نگات مبكنم خيلي دلم براي تو تنگ شده تو كه منو لايق نميدوني تا حرف بزنيم گوشام ار حرفايه اينو اون پر شده همش ميگن تو نميخواي منو ولي من از دهن خودت اين حرفارو نشنيدم بعضيا ميگن دست از سرت بردارم من اين جمله رو هيچوقت از دهن تو نشنيدم ايا ميخواهي مرا در اين زندگي نابود بكني نازنين ميخوام بياي و خودت همه چيزو بگي ببين نازنين تو دو انتخاب بيشتر نداري يا ميخواي منو يا نميخواي اگه مخواي كه عاشقانه با تو تا اخرين نفس زندگيم خواهم ماند واگر نميخواي من فقط ازت يه قول مگيرم كه منو تنها نزاري با من باشي تا طمع تلخ بي تو بودن رو حس نكنم نميدونم هيچكي درك نميكنه تموم شباي من تموم شبام پر اشك شده تموم شبام پر ماتم شد پس نازنين ميخام ازت قول بگيرم اگه منو نميخواي حداقل ماهي دوبار با من حرف بزني نازنين خواهش ميكنم تو كه نميخواي اين رو از من بگيري بيشك اگر چنين باشي سنگ دل ترين هتي چون اگه يكي عاشق كسي باشه و طرف مقابلش اونو دوست نداشته باشه حداقل همهچيزو ازش نميگيره ان همه عشق اين همه صبر اخرش تنهاييه اخرش همينه كه بايد تنها بميري نازينين من اعتقاد دارم كه خدا تو بهشت هرچي كه ادما بخوان بهشون ميده اگه تو تو اين دنيا قبول نكني با من باشي من تو اون دنيا از خدا ميخوام فقط تو رو بهم بده پس تو اين دنيا نميخوام ازيتت بكنم ميخوام كاراي خوب بكنم خوشحالت بكنم تا خدا منو به بهشت ببره و من تو رو از ش بخوام نازنين ميدوني چقدر شبا واست گريه ميكنم چقد دلم ميخواد حداقال بهم يه نگاه بندازي پس نازنينم من خود خواه هستم خود خواهم خواسته ي من خواسته ي توست پس همه چيز را خودت برايم بگو اين گونه راحت ترم نميخوام از كسه ديگه اي راجب نازنينم بشنوم نازنيم بدان هميشه دوستت دارم نزار اين ارتباطمون براي هميشه نابود بشه هميشه به كمكت نايز دارم ازت كمك ميخوام
هنوز این اپ ادامه دارد
به نام خداوند بخشنده ي مهربان
سلام
خب قبلنا گفته بودم چهار شنبه ها اپ ميشم حداقل اينو ميدونم كه رو حرف خودم ايستادم خب بازم ميگم در راستاي اينكه اين وبلاگ مال من نه مال كسه ديگه اگه دلم بخواد پنج شنبه ها هم اپ ميشم خب خيلي ممنون به خاطر ايميلاتون و همينطور نظرتون كه خيلي قشنگ بودن ولي دلم ميخواست اخر هم نظراتم يكي كه دوست دارم دوباره اينجا بياد نظر ميداد اخ كه هميشه ارزو به دل مونديم بازم ميگم خدا ر شكر. خدا اگه منو دوست نداشت به انگشتانم توان نوشتن اين وقت شب رو نميداد چی كار كنم خوابم نميبره الان دو سه ماهه اينطوري شدم تو ابن ماه اخيرم بد تر شدم بازم خدا رو شكر . راستش نميدونم در نوشتن تو وبلاگ بايد ابتكار به خرج داد يا فقط كپي كرد؟ من كه فقط خودم مينويسم و گاهي هم مطالب زيبايي كه ميبينم مينويسم چون فكر ميكنم اونا دارن ازبين ميرن بايد زندشون بكنم ادم يكي از عزيز ترين كسانش تو بستر بيماري باشه و خودش به همين راحتي حرف بزنه فكر كنم خيلي دلش مثل سنگ باشه اره دل خودمو ميگم براش دعا كنيد چون اون به دعا هاتون نياز داره اون خيلي بيماره نميدونم تا حالا دعا كردين من شنيدم خدا هر روز فقط يه دعا رو قبول ميكنه از ادما مهم نيست چه ديني داشته باشه مهم اينه كه چقدر به خدا اعتقاد داره شايد بعضيا فكر بكنند اين حرفم از رويه ريا هست ولي من از ادماي ريا كار متنفرم يعني از ادماي دو رو . چند روز پيش يه نفر منو خلي ناراحت كرد فكر كردم با شخصيت و تموم احساسات من بازي كرده حالا هم همين فكرو ميكنم ادم وقتي یه حرفي رو با خدا ميزنه بعضي حرفا هست ادم فقط مستقيما ميخواد به خدا بگه یعني نميخواد حتي فرشته ها اونارو بشنوند ولي ايا اگه فرشته اي حرف ادمو اتفاقي بشنوه وبره به تموم ادما بگه فكر نكنم خدا از اين كار اون فرشته خوشش بياد .دلم ميخواد يكي راه حل برا بي خوابي هاي شبانه من پيدا بكنه من دليلش ميدونم دليلش اينه خيلي نگرانم خلي نگران نپرسين واسه ي نپرسين واسه كي ولي از خدا ميخوام هيچ بندشو اينطوري نكنه خيلي سخته نگران کسی بودن . با الكل و مرفين ميشه يه دارويي ساخت مسكني ساخت كه بشه به ادماي كه سرطان خون دارن كمك كرد البته راه علاج نيست ولي مسكن و ارومشون ميكنه تا درد نكشن من قبلنا من فكر ميكردم ادمایی كه سرطان خون دارم درد ندارن فقط زود ميميرن ولي تازه فهميدم كه اونقدر درد دارن كه با اين مسكن ارومشون ميكنند خدايا هيچ بندتو با اين امراض امتحان نكن خدايا به همه بنده هات سلامتي ببخش چه خوبه واقعا ياد خدا چه احساس غرور ميكنه ادم وقتي اسم خدا رو مينوسه من چند ماه پيش فيلمي روديدم كه يه خونواده بودن از يه مهموني برميگشتن و از يه راه ميان بوري ميخواستن برن به خونشون ولي همه اونا مردن چون يه نفر كه حالت شيطاني داشت يكي یكي اوناره از بين برد منظورم اين بود كه ادم وقتي خودشو جاي اونا ميزاره يكم احساس غرور ميكنه چون به خدا اعتقاد داره واين كه خدا هميشه مواظب ادماست يعني اينكه اگه خدا رو هميشه به خاطر بسپاري اونم تو رو به ياد داره و مواظبته همش به خوودم ميگم كه نزار خدا تو رو به حال خودت رها بكنه هر وقت يه بد شانسي ميارم يكم خوشحال ميشم چون فكر ميكنم خدا هنوز به فكر منه اگه دعا كردن بلدين خواهش ميكنم حداقل به خاطر من به خاطر خدا براي اوني كه گفتم دعا كنيد مرسی
نيمه ي شعبان رو به همتون تبريك ميگم
یا علی
اگه میخوای جایزه بگیری اینجارو بخون
اگه تونستی تو و بلاگم ده تا غلط املایی پیدا بکنی من بهت یه جایزه خشگل میدم که بعدا میگم چه جایزه ای ولی مطمعن باش ارزششو داره
البته جواب مسابقه رو این جا نده برو تو این ادرس که بهت میدم
تو قسمت ارتباط با مدریت سایت بهم بگو
اینطروی میتونی هم تو مسابقه شرکت بکنی هم اینکه حرفه دلتو بهم بگی یعنی بهم ایمیل بکنی فقط اسمت کافیه
امیدوارم که به زودی ای سایتم تکمیل بشه
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام
اولا ممنون از :
تمام کسانی که تو مسابقه شرکت کردند مخصوسا
مونا که اولین نفری بود که تو این مسابقه شرکت کرد ضمنا این مسایقه قرعه کشی نداره همه برنده هستند
این بار حرف دلم باتو
این روزگار با ما کارایی میکنه بلایی سرمون میاره که گاهی وقتا دلم میخواد برم دیوونه خونه خودمو معرفی کنم یا برم تو کلانتری مامور کلانتری رو کتک بزنم منو بندازن زندان اینطوری دیگه مجبور نیستم دور روز دو روز اپ بشم البته مجبورم که نیستم چون فکر نکنم تو زندون اینترت باشه قبلنا راهم به سازمان حمابت از زندانیان افتاده بود شنیدم تو زندان اموزشگاه زدن اموزشگاه موسیقی و خیلی چیزایه دیگه اما خبری از اینترنت نبود مهم نیست اگه هم باشه به ما نمیرسه این دل بی صاحب من همش داره اسیب میبینه کسی نیست به داد این دلم برسه قبلنا میخواستم این دلمو بفروشمش راستش شنیده بودم دلو جگر قیمتش خیلی بالاست ولی بعدا پشیمون شدم میخوام به زور به یکی قالب بکنم اون خریدار نیست بعضی وقتا حاظرم یه چیزی بهش بدم بخره اما بازم نمی خواد مگه اینکه خدا به دادم برسه دیگه را هی ندارم ولی یکم کوچولو امید دارم و به خاطر خدا هنوز هم سر پا هستم و دوست دارم یه روز یه جواب قطعی بده بهم تا این همه دلم کیفیتشو از دست نده البته تو فریزر گزاشتم تا خراب نشه هنوز منجمده پس هیچ خودتون نگران نکنید خب خیلی خوشحالم که میتونم بنویسم بازم خدا رو شکر به خا طر همه چی که بهم داده فقط یه چیز کوچولو هم میخوام البته من میگم خیلی پررو هستم ادم این همه از خدا میخواد خدا که هر رزو به ما این همه نعمتمیده بهمون اب میده تا زنده بمونیم بهمو ن قدرت میده تا نفس بکشیم حق زندگی داشته باشیم بهمون قدرت میده تا به دیگران بدی نکنیم بهمون قدرت میده تا به بقیه فحش نبدیم مسخره نکنیم خدایا ایا در قبال این قدرت از ما توقع هم داری ؟ خب معلموه هر کسی توقع داره میخواد در مقابل چیزی که میده از مون چیز دیگه هم میخواد نه خدا هیچ چی نمیخواد فقط میخواد از این تواناییمون خوب استفاده کنیم خوب باشیم ما وقتی یه کسی بهمون هدیه میده ازش تشکر میکنیم خدا که این همه به ما هدیه میده یادمون میره بعضی وقتا ازش تشکر بکینم گاهی وقتا به خودمون جرات میدیم کسی رو بزنیم یادمون میره خدا هم بزرگترین سر پرست ادما است اون نمیزاره کسی بند ه هاشو بزنه اگه هم این کارو بکنن خودش جوابشو میده خدایا کمکمون کن تاشکر گزارت باشیم اگه هم چیزی بهم ندادی یا اون چیزی که ارزوشو دارم بهم ندی بازم ازت سپاسگزارم
برای تو ای بهترین
خواستم هديه اي برايت بفرستم گل گفت مرا بفرست ، با عطرخود او را شاد سازم گفتم
اوخودش گل است؛ خار گفت: مرا بفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم گفتم او آنقدر
مهربان است كه دشمن ندارد؛ بلبل گفت مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم گفتم نه او
خوش صداست ناگهان صداي قلبم به گوشم رسيد؛ صداي طپش قلبم بود كه مي گفت مرا
بفرست تادوستش بدارم پس با تمام وجود قلبم را به تو هديه ميکنم تا ابد در گرو عشقت باقي
خواهد ماند....
عشق
عشق هميشه و به هر حال زيباست زيرا عشق است.آتش همه جا يکسان شعله ميکشد خواه در محرابی مقدس باشد خواه در دکه کفاشی.خواه مشت علفی در گوشه خانه ای.عشق نیزآتش سوزان است که يک روز به تو بگويم دوستت دارم .تا به اعجاز اين کلام سراپا دگرگون شوم.وجاذبه کهربايی پيدا کنم .از چهره خود نوری برتافته ببينم که صورت تو را هاله دار در بر گرفته باشد.
حتی در ناچيز ترين عشق ها نشانی از ناچيزی نيست.اگر جز اين بودخدا عشق را برای همه آفرينندگان خود نمي خواست. اين اعجاز عشق است که ازرش هنر طبيعت را بالاتر ميبرد.
واقعا ميخواهی عشقی را که به تو دادم با جملات و کلمات زيبا برايت توصيف کنم .و برای بيان آن به سراغ سجع و قافيه بروم می خواهی اين مشعل را سيلی خور طوفان کنم تا دفتر دلهای پر هيجان خودمان را در برابر ديدگان آرزومندان گشوده باشم .
نه من اين مشعل را به جای بالا گرفتن در پای تو می افکنم زيرا نميخواهم راز عشقی را که در زوايای دلم پنهان کردم و دور از نامحرمان نگاهش داشته ام با نطق و خطابه برای محبوبم فاش کرده باشم .
اجازه بده که برای اثبات عشق خود .دست به دامان خاموشی بزنم تا راز غم درونم را برای ديگران فاش نکند .
اگر دوستم داری.شبها به خاطر عشق دوست داشته باش مگر که او را برای نگاهش .برای لبخندش برای حرفهای دل پذيرش .برای طرز سخن گفتنش دوست دارم.مگر او را به خاطر فکرش دوست دارم که مرا مجذوب ميکند ؟مرا به خاطر اينها دوست نداشته باش .زيرا همه اينها در تغييرند و عشقی که زاده آنها باشد نيز با مرگ ايشان ميميرد.
مرا به خاطر اشکهايی که بارها با دست پر مهر خودت بر روی گونه های من خشک کردی دوست نداشته باش. زيرا اکنون با اعجاز عشق تو ديگر از اين غم که مايه نيرومندی من بود اثری باقی نمانده است .
محبوب من .مرا فقط به خاطر عشق دوست داشته باش تا بتوانی جاودانه دوستم داشته باشی

هنوزم منتظرتم تا بیایی
اینو به خاطرت بسپار که یه نفر یه جایی وقتی به تو فکر میکنه احساس میکنه زندگی واقعا با ارشه ژس هر وقت احساس تنهایی کردی اینو به خاطر بسپار که یه نفر یه جایی دوست داره همیشه بخندی دوست داره بیایی دوست داره که باورش بکنی
تعظیم فقط مخصوص خداست خدا یا همیشه کمکمون کن
یا علی
اگه میخوای جایزه بگیری اینجارو بخون
اگه تونستی تو و بلاگم ده تا غلط املایی پیدا بکنی من بهت یه جایزه خشگل میدم که بعدا میگم چه جایزه ای ولی مطمعن باش ارزششو داره
البته جواب مسابقه رو این جا نده برو تو این ادرس که بهت میدم
تو قسمت ارتباط با مدریت سایت بهم بگو
اینطروی میتونی هم تو مسابقه شرکت بکنی هم اینکه حرفه دلتو بهم بگی یعنی بهم ایمیل بکنی فقط اسمت کافیه
امیدوارم که به زودی ای سایتم تکمیل بشه
واقعا نمیدونم تو بعضی از وبلاگا چرا اینجوری میکنند
خیلی خیلی دارن نامردی میکنند اون از حذف کردن
نظراتم اینم از این کار شون فکر کنم بعضیا از من متنفر
شدند با دیدن این حرفام خوشحالم از این بابت که حرف دلمو همه فهمیدن
یه زره ابر داشتیم اونم .... برد
به نام خدا اغاز ميكنم . به نام او...به نام خداي محمد خداي علي خداي فاطمه...به نام ايزد بي همتا به نام افريدگار مهر ..با قلبي سرشار از عشق . به ايزد اغاز ميكنم هر انچه كه بايد ! هر انچه كه هست هر انچه كه نيست
سلام
ميخوام اينبار ادبي شروع بكنم درست مثل بعضي گوينده هاي تلوزيون كه اولش پنج دقيقه شعر ميخونن بعد تازه يادشون ميفته كه بگن به نام خدا و سلام بكنن البته من اولش اينارو گفتم من خيلي دجار فراز نشيب روحي مشم . اگه تو سن من چهار سالگي !! دچار سكته قلبي بشم شما مقصر هستين كه يا خيلي محبت ميكنين ياضد حال ميزنين خلاصه من تا حالا خيلي به قول فرنگيا كامنت از شما خوندم حد وسط و اعتدال رو حتي تو يكي از اونا هم نديدم ! من امروز ورد خودمو ندانسته كلا حذف كردم و از ورد پد هم بدم مياد مجبورم تو يه نرم افزار ديگه بتايپم خيليم خوشحالم از بابت يه چيزي منتظر نباشين تا بهتون بگم چون نميگم خب ديگه چه خبر با اخرين روزهاي تابستون چه ميكنيد تابستون شما رو چاق كرده يا لاغر؟ گرچه عرق ميريزيم اما خيلي ها از جمله من تو تابستون اضافه وزن بيشتري پيدا ميكنن. علتشم نوشيدن شربتو نوشابه و از اين جور چيزاست به حر حال تابستون 86 هم نفساي اخرش رو ميكشه وتا چند روزه اينده ميره وبر نميگرده يكم ناراحتم از اين كه امسال قراره ده روز زود تر بريم دانشگاه نميدونم اين مملكت چرا دچار اين همه.....شده
من قرازه از اين به بعد فقط چهار شنبه ها اپ بشم ولي معلوم نيس دو هفته يه بار يا يا سه هفته شايدم هفته اي يه بار معلوم نيست پس روزاي پنج شنبه حتما بهم سر بزنيد البته اگه من به وبلاگ شما نتونم بيام ببخشيد من فقط به يه وبلاگ سر ميزنم وبعضي وقتا به وبلاگ دوستام ولي از اين به بعد سعي ميكنم به وبلاگ شما كه الان اينجارو ميخوني بيام
بعد از انقلاب صنعتي در اروپا اين دومين انقلاب مهم خبر ساز در جهانه كه من سبك نوشتنمو عوض كردم
اموختم ام لبخند ارزانترين چيز براي زيباتر كردن چهره است . اموخته ام زير ظاهر سر سخت هر انساني فردي نهفته است كه خواهان تمجيد و دوست داشتن است . اوخته ام همه افرادي كه با انان روبه رو ميشويم شايستگي سلامتي اميخته به لبخند دارن اموختيمكه شادي يك انتخاب است ودليل نميخواهد
با چشماني كاملا باز
تا حالا عمبقا به جوك هاي روز مره اي كه ميشنويم ؟ كه مثل طوطي داريم واسه سايرين تعريف مكنيم فكر كرديم؟چقد ر جك درباره تركها اصفهاني ها قزويني ها اباداني ها و يزدي ها ساخت ؟ چرا جك درباره تهراني ها ساخته نميشه؟ يعني اين تهراني هاي جنتلمن هيچوقت هيچ كار خنده داري نميكنن ؟ نه عزيزم موضوع پيچيده تر تر ودر عين حال ساده تر از اين حرفاست نقشه ايرانو رو تا حالا تو زهنت مجسم كردي به اين گربه كوچولوي پر افتخار نگاهي عميق بنداز نود ونه درصد ترك هاي ايراني توي سر اين گربه زندگي ميكنن يعني ازربايجان شرقي غربي واردبيل اگ استعمار بتونه بين ترك ها و ساير اقوام ايراني فاصله بندازه براحتي ميتونه سر گربه رو از بدنش جدا بكنه وتو هيچ گربه رو سراغ داري كه بتونه بدون سرش زندگي بكنه؟!!؟
بي ريا
بدون ترديد زكريا از سر پرستي مريم روحش مطمعن بود وبه فكر اسايش مريم بود تا اين كه يك روز چيز عجيبي ديد در كارمريم حيران و حشت زده شد زيرا فقط او مسئول مريم بود روحانيون بيت المقدس كنار نهري جمع شده بودند وتصميم گرفته بودند كه قلمهاي خود را در ميان اب بيندازند تا تا قلم هر كس بالا امد مريم از ان او شود تنها قلم زكريا بود كه روي اب امد زكريا به تنهايي به امور مريم رسيده گي ميكرد زكريا چيز عجيبي در كنار مريم ديده بود او ديد خوراك مريم اماده است پيمان زكريا با مريم اين بود كه كسي پي او نرود و يا كسي درب اتاق او را نكوبد زكريا تا كنون مثل اين غذا را براي او نياورده بود و نميدانست چه كسي اين خوراك را براي مريم اورده است زكريا در اين مورد فكر فراوان كرد و تصميم گرفت از حقيقت اين رمز اگاه شود او پس از فكر فراوان نتوانست علت را بيابد لذا شخصا پيش مريم رفت و گفت : اين خوراكهار ا كه شبيه به انچه كه من به تو مياورم نيست را از كجا مياوري؟؟ مريم گفت اي خوراكي ها از پيش خدا ميايند خدا به هر كس كه بخواهد رزق وروزي بدون حساب ميدهد كشف اين حادثه بر ارزش مريم نزد زكريا افزود و او را نزدش مهربانتر كرد خدا مقام مخصوصي به مريم داده بود كه از مقام ساير مردم بالاتر بود واو بر زنان جهانيان بر گزيده است مريم رشد كرد وبر راه افتادد جوان و نيرومند گرديد قلبش با پر هيزكاري و شايستگي اباد شد و سالهاي متمادي در خانه خدا ماند وبه عبادت مشغول شد و خدا روزي او را همه روزه ميفرستاد مريم در خدمت گزاري بيت المقدس انقدر بي ريا بود كه ضرب المثل بي ريائي در خدمت گرديده بود
منبع: برداشت ازاد از قرآن
اينو ميدونستي؟!؟
اينو ميدونستي كه خداوند هرگز ازت نميپرسه كه گرانترين لباسي كه پوشيدي چي بوده ؟ بلكه ازت ميپرسه گرانترين لباس كه بر تن ديگري پوشاندي چي بوده؟ ميدونستي كه خدا هيچوقت ازت نميپرسه چرا يك شبه پولدار شدي؟ بلكه ازت ميپرسه كه ايا اين بهترين راه پولدار شدن چي بود ؟ ميدونستي هيچوقت خداوندازت نميپرسه گرانترين ماشيني كه سوار شدي چي بوده ؟ بلكه ازت ميپرسه با اون ماشين راحت چند نفرو به مقصد رسوندي ؟ ميدونستي كه ازت نميپرسن چرا بزرگترين خوهه يشهر مال تو بوده ؟ ازت سوال ميكنن چند شب توي خونه راحت خودت بي خانمان هارو مهمان كردي؟ اينو ميدونستي؟!؟
يه راز
يه روز يه نفر با دوستش راجب خاطرات قديمشون حرف ميزدن اولي به دومي گفت حلالم كن دومي گفت واسه چي تو كه كاري نكردي اولي گفت : يادته اوروز اومدم وانتتو ازت گرفتم تا با نامزدم بريم گردش دومي گفت اره يادمه اولي گفت : من اونروز اين كارو نكردم وبا وانتت كار كردم چون به پول احتياج داشتم دومي گفت تو خيلي نامردي من با وجود اينكه ماشينمو ميخواستم بهت دادم تا خوش باشي ولي تو سواستفاده كردي ولي به حر حال مي بخشمت اولي گفت يه چيز ديگم هست دومي گفت بگو اولي گفت: يادته اونروزا با هم جمع ميشديم تا شبا هواپيماي جاسوسي امريكارو ببينيم دومي گفت اره يادمه اولي گفت خب يادته كه من ميگفتم از خونه ما ديده نميشه بريم از حياط خونه شما ببينيم دومي گفت اره اولي گفت من ميخواستم زنت برام چايي درست بكنه چون تو خونمون چايي نداشتيم برا همين بهت ميگفتم از خونه شما اون هوا پيما ديده ميشه و حتي هوا پيمايي در كار نبود
امروز خيلي خوشحالم چون اين روزا يكي منو خيلي خوشحالم كرد خيلي خوشحالم اميدوارم اون هر چي ارزو
داره بهشون برسه
اينم تقديم به او
يه نفر يه جايي تمام روياهاش لبخند توست و وقتي كه به تو فكر ميكنه احساس ميكنه كه زندگي واقعا با ارزشه
پس هر وقت احساس تنهايي كردي اين حقيقت را به خاطر بسپار يه نفر يه جايي در حال فكر كردن به منتظرته
بدون که یه نفر همیشه منتظره لبخند توست منتظره تا ببینتت
اینم تقدیم به او

اين گل هم برا اونايي كه خوندن وبلاگمو من همشونو دوست دارم

مثل هميشه
خدايا ! اگر ما مقصريم تو درياي رحمتي اگر ما هميشه كوتاهي ميكنيم تو هميشه با اغماض به رفتار ما مي نگري اخر تو ستار العيوبي ما عجب اسراري داريم به ادامه ي گناه ... به ادامه گنه كار بودن
خداوندا گناهان ما را بريز اما ابروي ما را نريز كه ما به ابرويمان زنده ايم. اگر تو همه خوبي هايت را داشتي اما ستار العيوب نبودي چه ميشد چه اتفاقي مي افتاد ؟ تو تنها كسي هستي كه مرا با تمام بديهايم ميشناسي و بدون هيچ منتي مرا ميپذيري و هيچ كدام از نعمتهايت را از من دريغ نميكني خدایا به ما کمک کن تا در امتحانات سختی که از ما میگیری پیروز باشیم خدایا از ما امنتحان سخت نگیر خدایا ما را به بیماری های سخت مبطلا نکن تا از این را ما را امتحان بکنی خدایا چشمان مارا از ما نگیر چون نمیدانیم اگر چشممان را از ما بگیریم باز هم تو را سپاس میگوییم ؟
خدایا دوستت دارم
سلام اي ان كه بركت زمين و زمينيان به واسطه تو است . تويي كه زلالتر از ان رودي و لطيف تر از باران امشب براي تو مينگارم تا يك بار اعلام كنم كه قفل اين دل شكسته به دستان پر مهر تو گشوده ميگردد
سلام عليك؛ حال احوال؟
شايد براي هيچ كس جالب نباشه كه بدونه من كدوم فصل سال رو بيشتر دوست دارم ؛ ما در راستاي اينكه اين وبلاگ مال منه نه مال هيچ كس ديگه اي ؛ ميخوام اعلام كنم كه از هيچ فصلي به اندازه تابستون بدم نمياد . بهار با همه زيبايي هايش وبا وجود اين كه هزاران شاعر تا تونستن ازش تعريف وتمجيد كردن ؛ از نظر من بيشتر از يه فصل متوسط نيست . پاييز فصل خوبيه ؛ البته مشروط بر اين كه كه هواش باروني يا برفي بشه اما زمستون يه چيز ديگس . من دوست دارم زمستون هيچ وقت تموم نشه ! نميدونم اين وقت تابستون چرا ياد زمستون افتادم ؟ اينم ده دليل شخصي براي علاقه مندي من به فصل زمستون:
برفداره- لبو داره- برف بازي داره- بخاري رو در آغوش ميگيري- ديگه از پشه خبري نيست- سرعت و تحرك رو بالا ميبره - امار پرسه زني و ولگردي رو پايين مياره - چسبيده به عيد نوروز - چهار شنبه سوري هم داره-ديدي چي شد؛ تولدم داشت يادم ميرفت.
شما كدوم فصل رو بيشتر دوست دارين تو رو خدا شاعرانه حرف نزنين . هيچ ايرا دي هم نداره كه بگين تابستون يا زمستون رو دوست ندارين . ادم كه نبايد به بهار دل ببازه يا اسير پاييز بشه !
حالا كه اين همه پاچه هاي زمستون رو خوردم ؛ ده تا ارزوي زمستوني هم دارم:
سرما نخورم- ليز نخورم- برق خونه ما هيچ وقت قطع نشه - تو حياط خونه ما لابه لاي دونه هاي برف ؛ سكه طلا هم بباره ! - خيابون خواب ها جاي گرمو نرمي پيدا بكنند - ميوه هاي مورد علاقم گرون نشن (بقيه ميوه ها مهم نيست) - يه اهنگ درست حسابي هم پيدا بكنم تا بتونم با شنيدنش خوب كار بكنم- اونايي كه اسكي بلدن به ما كه بلد نيستيم فخر فروشي نكنن- شب يلادا برا اونايي پول ندارن اجيل بخرن مشكل گشا باشه - معجزه اي بشه و تولد منو هم جشن بگيرن.
هديه تولد پدر
مردي كه دختر سه ساله داشت . روزي به خانه امد و ديد دخترش گران ترن كاغذ زرورق كتابخانه او را براي ارايش يك جعبه كودكانه هدر داده است .مرد دخترش را به خاطر اين كه كاغذ زرورق گران بهايش را به هدر داده است تبيه كرد و دخترك ان شب را با گريه به بستر رفت و خوابيد . روز بعد مرد وقتي از خواب بيدار شد . ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و ان جعبه زرورق شده را به سمت او دراز كرده است. مرد تازه متوجه شد كه ان روز روز تولدش است و دخترش زرورق ها را براي او مصرف كرده است . او با شرمندگي دخترش را بوسيد و جعبه را ا زاو گرفت و در جعبه را باز كرد اما با كمال تعجب ديد كه جعبه خالي است مرد بار ديگر عصباني شد به دخترش گفت جعبه خالي است هديه نيست و بايد چيزي در درون ان قرار داد اما دخترك با تعجب به پد ر خود خيره شد وبه او گفت : نزديك هراز بوشسه در درون جعبه قرار داده است تا هر وقت دلتنگ شد با باز كردن جعبه طعم يك از ان بوسه ها را بچشد . ميگويند مرد ان جعبه را براي هميشه همراه خود داشت و هر روزي كه دلش ميگرفت درب ان جعبه را باز ميكرد و به طرز عجيبي ارام مي شد . هديه كار خود را كرده بود.
بقيه حرفام
آنقدر درگفتن يك حرف حاشيه رفتم و به جاي نوشتن تنها يك كلمه گوشه درفتر خاطراتت شعر هاي حاشيه اي نوشتم تا عاقبت در حاشيه چشمانت افتادم حالا حاشيه نشيني را تجربه كرده ام بگذار فقط يك حرف حاشيه اي ديگر بزنم: دوستت دارم
اگه عنوان وبلاگمو نگاه كني ميبيني كه نوشتم هنوزهم منتظرم نميدونم چرا اين كلمه رو نوشتم شايد نبايد مينوشتم گاهي وقتا از خودم بيزار ميشم وقتي اونو اونجا ميبينم ولي جرات پاك كردنشم ندارم نميدونم چرا شايد اينكه معني واقعي اونو هيچكي نميدونه هيچي تا حالا درك نكرده . يكي از دوستام تازه از زيارت برگشته من هنوز نتونستم با اون خوب حرف بزنم شايد فرصتش برام پيش نيومده و لي خيلي دلم ميخواد با اون حرف بزنم هر وقتي كه ميخوام با اون حرف بزنم يه مشكلي پيش مياد ناخواسته گرفتار يه كار مهمي ميشم ازش ميخوام كه منو ببخشه امروز يه گل بزرگ واسش ميدم شايد ديگه ازم دلخور نباشه. بعضي وقتا با خودم فكر ميكنم كه اگه قرار باشه يه ساعت ديگه بميرم چيكار بايد بكنم نميدونم شايدم اينطور بشه ولي به خوم ميگم كه اون يه ساعتو به خدا فكر ميكنم و همش به ياد خدا هستم ولي اگه نميرم چي من فكر ميكنم ادم بايد هميشه به خدا فكر بكنه چون نميدونه كي ميميره هيچوقت زمان مرگش معلوم نيست از يكي از دوستام گلايه دارم ولي اون گلايه ها فقط در حد حرفه چون من دركش ميكنم اميدوارم يه روز بتونم من اون دوستمو ببنم شايد تونستم يه بار ديگه باهاش حرف بزنم ادم خوبيه دوست داشتنيه خيلي دوسش دارم
بعدش از سحر هم ممنونم كه اين همه به ما لطف دارن من هيچوقت انتقادات اونو فراموش نميكنم واينكه خيلي خوشحالم كه به من ثابت كرد كه كه اشتباه كردم اميدوارم كه اون هم منو درك بكنه.
نميونم اينهمه من اينجا حرف ميزنم كسي اونا رو ميخونه يا نه اصلا برا مهم نيست من از ادمايي كه جرات دارن و ميتونن حرفاشونو واضح بزنن خوشم مياد ولي اونايي كه ميترسن حرفاشونو بزنن دل خوشي ندارم نه اينكه بدم مياد چون اينجوري مجبورن كه دروغ بگن و دروغ گفتن هيچ خوب نيست .
همانا انان كه ايمان به عالم اخرت نمي اورند .ما اعمالشان را در نظرشان جلوه دهيم تا به كلي مغرور وگمراه شوند. سوره ي نمل ايه چهارم
ميهمانم كن
خداوندا ميخواهم با تو درد دل بكنم اما خداي من ؛ من كه هستم كه چيزي بگويم كه تو همه چيز را ميداني خدايا چه كسي جز تو درهايم را احساس ميكند .وناله هاي خاموش و غم انگيزم را ميشنود ؟ چه كسي جز تو مي داند كه در شب هايم چه غم بي انتها و درد جانگاهي وجودم را فرا گرفته است؟ الان زماني است كه تمام دردهارا به روي خود بسته مي بينم با تمام نا اميدي هايم آمده ام كه در خانه ات را بزنم . ميدانم كه لايق بندگي ات نبوده ام واين را هم ميدانم اينقدر بزرگي كه بخشايش لايتنهاهي تودست هايم را پس نخواهند زد .خدايا از غم بيخبري خسته شدم از رنج انتظار دلم ديگر ياراي تحمل را ندارد كمكم كن چون هنوز هم تنها اميدم تويي پس او را مي سپارم دست تو... خداي من فقط بگو ؛ بگو كه من پاييزي و غم انگيز را مهمان خود ميكني؟
خب ديگه چه خبر كي اومده كي رفته ؟
اگه جواب ندادين يا نظر ندادي زياد هم مهم نيست ؛ چون اين وبلاگ مال منه نه مال شما!
همتونو دوست دارم
مرسي
اين گل هم براي اون نميگم اسمشو . اميد وا ر م بیاد

اینم برای دوستم که تازه از مسافرت برگشتن

این گل برای سحر

اینم برای اونایی که به وبلاگم میان بدونکه همشونو دوست دارم

در صورت مشاهده هر گونه اشتباه در تایپ ان را در ظر هاتون ذکر کنید
مرسی
ولادت امام حسین ِقمر بنی هاشم و امام سجاد رو به همتون تبریک میگم.

یا حسین مظلوم

به نام خدا
سلام بر مبعث ، عيد رسالت پيامبر اعظم (ص)
«اِقرَأ باِسم رَبِّک اَلُّذِي خَلََقَ»
عيد رسالت و جشن برگزيدگي و برانگيختگي پيامبر بزرگ اسلام،
حضرت محمد مصطفي (ص)
بر جهان و جهانيان مبارک باد
ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا
فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه ام مي نشاند اکنون دوست
گداي شهر نگه کن که مير مجلس شد
طربسراي محبت کنون شود معمور
که طاق ابروي يار منش مهندس شد
لب از ترشح مي پاک کن براي خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابي به عارفان پيمود
که علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد
چو زر عزيز وجودست شعر من آري
قبول دولتيان کيمياي اين مس شد
خيال آب خضر بست و جام کيخسرو
به جرعه نوشي سلطان ابوالفوارس شد
ز راه ميکده ياران عنان بگردانيد
چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد
نوشته شده توسط سحر
به نام خدا
از شمع پرسيدم : چي رو بيشتر از همه چي دوست داري !؟ گفت از تاريكي گريزانم دوست دارم به خود ومحيط اطرافم اگاه باشم . دوباره پرسيدم :اما عمرت كوتاه است از مرگ نميترسي: گفت عمر كوتاه بهتر از تاريكي وجهل است
سلام اين بار سلامم با سلام هاي قبلي ام فرق ميكند اين بار وجدانم دستور داد بدون ان كه (گير) تو باشم به سراغت بيايم . نه بدهكارم نه در عشق ارزويي دارم ونه نگران سلامتي خودم .امروز والبته تا اين لحظه حالم خوب است واسمان ابي است . ميخواهم براي يك بار همه كه شده به سراغت بيايم چقد ر خوب است اين حال.
پروردگارا من در كلبه متروك و فقيرانه خود چيزي دارم كه تو درعرش كبريايي خود نداري..من چون تويي دارم و تو چون خود نداري .
اي كاش به تو بينياز بودم ان وقت ان شور چه زيبا بود واين معا شقه چه اوجي ميگرفت.
به عرشت قسم اگر بينيازت هم بودم به درگاهت ميامدم براي عرض ارادت براي عرض تشكر از اين كه قلبم چندين سال است بي وقفه ميزند و من هنوز زنده ام . هنوز ميتوانم لذت ببرم و لذت برسانم زندگي مگر چيز ديگر است؟
از انسان ها يي كه مبطلا به مرض بي احساسي هستند چيزي نديده ام .
از تو ممنونم كه هنوز زنده نگاهم داشته اي وهرگز منت بر سرم نميگذاري .
خوشحالم كه حالم خوب است !
هرگز نگفته اي نشانيت كجاست . نميدانم اين نامه را به كجا ارسال كنم ..نه .نه! ديدي هنوز هم بچه ام ! انگار بعضي ها راست ميگفتند كه هنوز كوچولو هستم ! تو همه جا هستي توهمه جايي هستي.تو با مني پس خيالم راحت است از اين كه اين نامه را ميخواني با حوصله هم ميخواني .
ترس از مصيبت ندارم چون تو را بيش از اندازه به خودم نزديك ميدانم
چقدر راحتم چقدر راحتم كردي دوستت دارم خداي من.
به نام خداوند بخشنده مهربان که گر جز با نام اغاز کنی نامردی
سلام
مهم نیست کسی بخونه یا نه
من دوست ندارم داستان بنویسم من دلم نمیخواد جز حقیقت چیزی بنویسم بیخیالم نیستم من داستان نویسی رو دوست ندارم من شعر گفتنو دوست ندارم من بلد نیسم اما تموم نویسنده ها شاعرا رو همشونو دوست دارم ولی یه روزی دیدی همه بد بختیای روزگار مال تو بشن چه احساسی پیدا میکنی تا حالا دیدی که خیلی به سختی بیفتی هیچکسی کمکت نکنه دستتم به هیچجا بند نباشه من هر روز یه مردی رو تو کوچمون میبینم که مریضه داره پاهاشو دستاشو به مرور زمان از دست میده پاهاش دارن یکی یکی پوسیده میشن و میفتن ولی اون هیچوقت نامید نمیشه بزار واضح بگم اون هیچوقت نباید خدا رو از یاد ببره چون داره امتحان میشه یادمه یه شاعر میگفت من حاظرم به خاطر خدا برم به جهنم چون من فقط خدا رو میخوام چی میشه ادم تو دنیا دل هیچکی رو نشکنه با همه مهربون باشه هیچکی رو ناراحت نکنه مگه ادم بی ارزش چی میشه این همه پوست استخونشو برا لذت خودش اینطرف اون طرف نکشه . تردید دارم نمیدونم چی باید بنویسم چی باید بگم تردید دارم به هدفم میترسم هدفمو درست انتخاب نکرده باشم بعضی وقتا فکر میکنم دل همه ادما پاکه ولی وقتی حرکات بعضی از ادما مثل رئیس میراث فرهنگی ولایت خودمونو میبینم احساس میکنم این مقام ادمو چقد میتونه از خدا دور بکنه خیلی خوشحالم که خدا منو به حال خودش رها نکرده خوشحالا مرتب کارای من درست نمیشه چون فکر میکنم دارم تاوان گناهان دیگمو تو این دنیا میدم و احساس میکنم ......
خدایا به خاطر همه چیزی که بهم دادی ازت سپاسگارم به خاطر اینکه کمکم میکنه تا راه برم نفس بکشم دوست داشته باشم درس بخونم بنویسم مهم نیست این همه بد بختی من این همه امیدوارم خدایا کمکم کن تا همیشه تو را شکر بگویم خدایا ازم امتحان سخت نگیر چون میترسم نتونم نتونم از پسش بر بیام خدایا اگه همه چیزمو از من بگیری چشامو دستامو پاهامو خدایا نمیدونم میتونم بازم شکر گزارت باشم یا نه این کارو با من نکن خدا یا ریا رو که بد ترین چیزه از من دور کن دروغ رو از من دور کن خدایا من از غرور بدم میاد منو مغرور نکن همه مریضا رو شفا بده تو دل ها محبت قرار بده خدایا من از همه دوستایی که ناراحتشون کردم میخام که منو ببخشن تو هم منو ببخش من تو رو بیشتر ناراحت کردم خدا یا عاشق شدنو معشوق بودن از هیچ بندت نگیر خدایا دوستی دارم که خیلی مریضه ازش خبری ندارم بیخبرم خدایا هیچکی رو از هیچ بندتو بیخبر از هم نزار خدایا نمیدونم خودهخواهم یا نه ولی خدایا ازت خواهش میکنم به اون شفا بده تا دوباره بتونه مثل قبل باشه خدایا کمک کن اونو هیچکس با کسی که دوست داره این کارو نمیکنه من یه دوست دیگه هم دارم الان رفته زیارت امام رضا خودش گفته منم دعا میکنه خدا کنه یادش نره من اونو خیلی دوست دارم
اگه تا اینجا خوندی تو هم برا دوستم دعا بکن چون اون فقط میخواد دوستم باشه و من دوستدارم دوستام همیشه موفق باشن حتی اگه منو دوست نداشته باشن
حرفای یه دوست مهربون به نام مهرنوش:
نمیشه به کسی تو این دنیا اعتماد کرد
میدونی من تو این دنیا به کسی اعتماد ندارم
یک نفر بهم میگفت:
من برادرم مثل دوستمه
تمام حرفامو به اون میگم
به من گفت تو به کی میگی؟
خواهرت یا مادرت؟
من گفتم هیچکدوم
فقط به خدامیگم
گفت جوابم تا حالا گرفتی
گفتم همین که خدا حرفامو میشنوه واسم یه امیده
واسم دل خوشیه
همین که سبک میشم خودش خیلیه

امیدوارم همیشه موفق باشی دوست عزیزم
گله دارم از بعضی ادما که نظر منو تو بعضی وبلاگ ها حذف میکنن اونا بدونن من ازشون خلی ناراحتم چرا این کارو میکنند
این گلای خشگلم تقدیم به میکنم به یکی از دوستای عزیزم

یا امام حسن عسگری
جرات نداشتم چیزی بنویسم میترسیدم سخنش تبدیل به خاطره شود تردید داشتم تردی سخت دردناک اما خدا تو با من چی کاری کردی تو همه چیزمو ازم گرفتی من که بهت گفتم که از همه چی گزشتم ولی خواستم ازت که اون خوشبخت بشه اما نمیدونم چه بدی کردم چه گناه ی مرتکب شدم دعامو رد کردی خودت خودت بهم گفتی در حق دیگران گزشت کنید ولی تو به من در حق من گزشت نکردی خدا یا من دیگر نخواهم خواست ان چه که او نمیخواهد خدایا تو مهربان ترینه مهربانانی تو خوبتر از همه ی خوبیها هستی من به خودم تعلق ندارم همه بهتو تعلق دارن هیچکسی خلق کرده خود را ازار نمیده اونو نمیرنجونه تو با هیچکی این کارو نکن به خدا چشمای اونو با تموم دنیا عوض نمیکنم اما خودخاه نیستم دیگه هیچوقت نمیخواهم چون تو نمیخواهی چون با خواستنم همه چی رو نابود میکنم
خدایا عاجزانه ازت میخوام خدا من بنده یعاجز تو ام بنده ای دستم خالیه جز ان چه که تو دادی ندارم بعد از این هم جز چیزی که تو نمیخواهی نخواهم خواست تنها یک چیز میخواهم ان هم رحمت و شفعت همهی بندگان صالح و ......
نمیخواستم تا مدتها چیز جدیدی بنویسم میخواستم اخرین حرفم حرف اون باشه با وجود این که روزگار هم راه او را با راه من یکی ندانست اما جز سربلندی اهل ایمان چیزی دیگر نخواستم چون همین برای من کافیست خدا خودخاهان را دوست ندارد
خدا بدان را دوست ندارد
از همه کسایی که اینجارو میخونن میخوام که دعا بکنند تا اون دوباره خوب بشه تا دوباره .....طعم زندگی رو بهتر بچشه
مرسی
یا فاطمه زهرا(س)
آیا سقفی بالای سرت هست؟
نانی برای خوردن
لباسی برای پوشیدن
و ساعتی برای خوابیدن داری؟آری
نامی برای خوانده شدن
کتابی برای آموختن
و دانشی برای یاد دادن داری؟آری
بدنی سلامت برای برداشتن سبد یک پیر زن.
سخنی برای شاد کردن یک کودک
دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟آری
لحظه ای برای حس کردن
قلبی برای دوست داشتن
و خدایی برای پرستیدن داری؟آری
پس خوشبختی بسیار خوشبخت.
(آناهید)
یه چیز گنده نوشته بودم
خیلی درد سر ساز بود ولی نمیدونم چرا وقتی میخواستم ثبت کنم پاک شد
حتما خدا اینجور میخواست
خدا خیلی بزرگه
این عکسه که این زیره خیلی خشکله
ای همه یوجود من نبود تو نبود من
ای کاش من همون باغبون بود اینو از ته دلم گفتم ای کاش بفهمی درکم بکنی
این عکسا عکسای فرشته ها هستن

خدایا هیچ کسی رو به دگاهت رو اورده دست خالی رها نکن

عکسام همش ...........
نمیدونم اشتباه کردم یا نه
یا حق
یا زینب
به نام خدا
سلام
این عکسایی که این پایین میبینید عکس کسایی که دوسشون دارم البته خیلیا رو دوست دارم اما نمیشه که عکس همرو تو این جا اورد
من دوست دارم از اول شروع کنم دیگه مثل قبلیه نباشم .اینی که این زیر میبیند خودم نوشتم.
گریه بارون سفید. اشک عاشق سیاه .خنده ی من سفید. خنده ی او سفید. خنده ما سفید. گریه ما سیاه. معلم سفید .استاد ریاضی سفید.استاد زبان سفید . استاد ادبیات سفید . نگاه دیگران به من سیاه. حسین سفید . خدا سفید . قلب او سفید. خوب بودن سفید. دروغ سیاه. دوست داشتن سفید.حسادت سیاه. ملی پوش بازنده سیاه
. قلب سیاه سیاه .قلب سفید سفید. دروغ به معشوق سیاه. دروغای مصلحتی سفید
.دروغ راست راسکی سفید
. ادم خجالتی سیاه . ادم پر رو سفید. عدالت سیاه
. ندای عدالت سفید. ارامش سیاه
. توهین سفید
. انسانیت سیاه.
کمک کردن به یکی سیاه
.رد شدن از کنار نیاز مند سفید.
برف سیاه
.
سیاه
. خار سفید
. قلبم سیاه
؟
؟
یا زینب
نظر بدین و تو نظر سنجی شرکت بکنید ملسی البته اونای که دوست داشتن
داستا ن دو تا عاشق
یه روز دو تا عاشق هم دیگرو تو یه کوچه ی خلوت که هیچکی توش نبود دیدند اونا هر دوشون پسل بودند اون که بزرگتر بود به اون که کوچیک گفت تو مشکلت چیه دومی گفت من خیلی عاشق یه دختر بودم و هستم اون اولی گفت من هم عاشق بودم دخترا اصلا ارزش عاشق شدنو ندارن من سه سال برا یه دختره شعر گفتم و اخرش هیچی نشد بهم پشت کرد دومی گفت من اصلا شعر بلد نیستم من چه جوری باید چه جوری باید عشقمو بهش بگم وخودمو تو قلبش جا بکنم اولی گفت تو باید اونو ول کنی چون هیچ دختر ارزش عاشق شدن نداره هیچ دختری! دومی گفت من به خاطر اون همه کار کار کردم همه زهنم متوجه اون بود حتی برا خودم از همین الان کار پیدا کردم تا بتونم با دستای خودم عشقو بهش هدیه کنم چون میخوام احساس بکنه بزرگ شدم دیگه کوچولو نیستم چون میخوام بفهمه که دوسش دارم من به خاطر اون درسامو خوب میخونم چون برام یه هدف بزرگه اولی گفت تو باید اونو ول کنی دخترا همشون بدند دخترا خیلی خیلی بدند اونا ادمو سر کار میزارن ادم میرنجونند اونا حتی به عش سه ساله ی من احترام نمیزارن دومی گفت من عشقمو همین جوری اغاز نکردم من عاشق شدم چون قبل از این کارم ار خدا خواستم تا بهم راه درستو نشون بده من همیشه از خدا کمک میخوام تا بهم کمک کنه این دو تا عاشق معشوقشون یه نفر بود وهر گز با اونا نموند فردای اون روز عرسویه معشوق اوا بود و اون دیگه ازدواج کرده بود
اونا بازم همدیگرو دیدن اولی به اون دیگه گفت من دیگه با هیچ دختری دیگه دوست نمیشم عاشق کسی نمشم دومی گفت من عاشق بودم ویه عاشق برا معشوقش همه چیز میخواد من برا معشوقم خوشبختی میخوام برام مهم نیست چه جوری یا از چه اهی خوشبخت بشه من برا اون همه چیز میخوام حالا هم میخوام چون با دستای خودم میخواستم براش درست کنم و حالا ارزوی من خوشبختیه اونه من عاشق چشای اون نبودم عاشق قلبش بودم هنوز هم هستم ولی کسی نخواهد فهمید هرگز نخواهدی فهمید حتی خود او درکم نخواهد کرد.
امروز وبلاگم دوباره از اول متولد شد بعدا میام و مینویسم
حرفی برا گفتن ندارم چون ناراحتم
امیدوارم از این اهنگ جدید وبلاگم خوشتون بیاد راجب اونم نظر بدین



