تبليغاتX
welcome my blog بی تو بارون نمیباره
بی تو بارون نمیباره
در انتظار
سه شنبه 30 مرداد1386 18:19

به نام خدا اغاز ميكنم . به نام او...به نام خداي محمد خداي علي خداي فاطمه...به نام ايزد بي همتا به نام افريدگار مهر ..با قلبي سرشار از عشق . به ايزد اغاز ميكنم هر انچه كه بايد ! هر انچه كه هست هر انچه كه نيست

سلام

ميخوام اينبار ادبي شروع بكنم  درست مثل بعضي گوينده هاي تلوزيون كه اولش پنج دقيقه شعر ميخونن بعد تازه يادشون ميفته كه بگن به نام خدا و سلام بكنن البته من اولش اينارو گفتم من خيلي دجار فراز نشيب روحي مشم . اگه تو سن من چهار سالگي !! دچار  سكته قلبي بشم شما مقصر هستين كه يا خيلي محبت  ميكنين  ياضد حال ميزنين خلاصه من تا حالا خيلي  به قول فرنگيا كامنت از شما  خوندم حد وسط و اعتدال رو حتي تو يكي از اونا  هم نديدم ! من  امروز  ورد  خودمو ندانسته كلا حذف كردم  و از ورد پد هم بدم مياد مجبورم تو يه نرم افزار ديگه بتايپم خيليم خوشحالم از بابت يه چيزي    منتظر نباشين تا بهتون بگم چون نميگم  خب ديگه چه خبر با اخرين روزهاي تابستون چه ميكنيد تابستون شما رو چاق كرده يا لاغر؟ گرچه عرق ميريزيم  اما خيلي ها از جمله من تو تابستون اضافه وزن بيشتري پيدا ميكنن. علتشم نوشيدن شربتو نوشابه و از اين جور چيزاست به حر حال تابستون 86 هم نفساي اخرش رو ميكشه وتا  چند روزه اينده ميره وبر نميگرده  يكم ناراحتم از اين كه امسال قراره  ده روز زود تر بريم دانشگاه  نميدونم اين مملكت چرا دچار اين همه.....شده

من قرازه از اين به بعد  فقط چهار شنبه ها اپ بشم  ولي معلوم نيس دو هفته يه بار يا يا سه هفته شايدم هفته اي يه بار  معلوم نيست پس روزاي  پنج شنبه حتما بهم سر بزنيد   البته اگه من به وبلاگ شما نتونم بيام ببخشيد من فقط به يه وبلاگ سر ميزنم وبعضي وقتا به وبلاگ دوستام ولي از اين به بعد سعي ميكنم به وبلاگ شما كه الان اينجارو ميخوني بيام  

بعد از انقلاب صنعتي در اروپا اين دومين انقلاب مهم خبر ساز در جهانه كه من سبك نوشتنمو عوض كردم

اموختم ام لبخند ارزانترين چيز براي زيباتر كردن چهره است . اموخته ام زير ظاهر سر سخت هر انساني فردي نهفته است  كه خواهان تمجيد و دوست داشتن است . اوخته ام همه افرادي كه با انان  روبه رو ميشويم شايستگي سلامتي اميخته به لبخند دارن اموختيمكه شادي يك انتخاب است ودليل نميخواهد

 با چشماني كاملا باز

تا حالا عمبقا به جوك هاي روز مره اي كه ميشنويم  ؟ كه مثل طوطي داريم واسه سايرين تعريف مكنيم فكر كرديم؟چقد ر  جك درباره تركها اصفهاني ها قزويني ها  اباداني ها و يزدي ها ساخت ؟ چرا جك درباره تهراني ها ساخته نميشه؟ يعني اين تهراني هاي جنتلمن هيچوقت هيچ كار خنده داري نميكنن ؟ نه عزيزم موضوع پيچيده تر تر ودر عين حال ساده تر از اين حرفاست نقشه ايرانو رو تا حالا تو زهنت مجسم كردي به اين گربه كوچولوي پر افتخار نگاهي عميق بنداز نود ونه درصد ترك هاي ايراني توي سر اين گربه زندگي ميكنن يعني ازربايجان شرقي غربي واردبيل اگ استعمار بتونه بين ترك ها و ساير اقوام ايراني فاصله بندازه براحتي ميتونه سر گربه رو از بدنش جدا بكنه وتو هيچ گربه رو سراغ داري كه بتونه بدون سرش زندگي بكنه؟!!؟  

بي ريا

بدون ترديد زكريا از سر پرستي مريم روحش مطمعن بود  وبه فكر اسايش مريم بود تا اين كه يك روز چيز عجيبي ديد در كارمريم حيران و حشت زده شد زيرا فقط او مسئول مريم بود   روحانيون بيت المقدس كنار نهري جمع شده بودند  وتصميم گرفته بودند كه قلمهاي خود را در ميان اب بيندازند  تا تا قلم هر كس بالا امد مريم از ان او شود  تنها قلم زكريا بود كه روي اب امد  زكريا به تنهايي به امور مريم رسيده گي ميكرد زكريا چيز عجيبي در كنار مريم ديده بود او ديد خوراك مريم اماده است  پيمان زكريا با مريم اين بود كه كسي پي او نرود  و يا كسي درب اتاق او را نكوبد زكريا تا كنون مثل اين غذا را براي او نياورده بود  و نميدانست چه كسي اين خوراك را براي مريم اورده است  زكريا در اين مورد فكر فراوان كرد و تصميم گرفت از حقيقت اين رمز  اگاه شود  او پس از فكر فراوان نتوانست علت را بيابد  لذا شخصا پيش مريم رفت   و گفت : اين خوراكهار ا كه شبيه به انچه كه من به تو مياورم نيست را از كجا مياوري؟؟ مريم گفت اي خوراكي ها از پيش خدا ميايند  خدا به هر كس كه بخواهد رزق وروزي بدون حساب ميدهد   كشف اين حادثه بر ارزش مريم نزد زكريا افزود  و او را نزدش مهربانتر كرد  خدا مقام مخصوصي به مريم داده بود  كه از مقام ساير مردم بالاتر بود  واو بر زنان جهانيان بر گزيده است  مريم رشد كرد  وبر راه افتادد جوان و نيرومند گرديد  قلبش با پر هيزكاري و شايستگي اباد شد  و سالهاي متمادي در خانه خدا ماند  وبه عبادت مشغول شد  و خدا روزي او را همه روزه ميفرستاد  مريم در خدمت گزاري  بيت المقدس انقدر بي ريا بود كه ضرب المثل بي ريائي در خدمت گرديده بود

منبع: برداشت ازاد از قرآن

اينو ميدونستي؟!؟

اينو ميدونستي كه خداوند هرگز ازت نميپرسه كه گرانترين لباسي كه پوشيدي چي بوده ؟ بلكه ازت ميپرسه گرانترين لباس كه بر تن ديگري پوشاندي چي بوده؟ ميدونستي كه خدا هيچوقت ازت نميپرسه چرا يك شبه پولدار شدي؟ بلكه ازت ميپرسه كه ايا اين بهترين راه پولدار شدن چي بود ؟ ميدونستي هيچوقت خداوندازت نميپرسه گرانترين ماشيني كه سوار شدي چي بوده ؟ بلكه ازت ميپرسه با اون ماشين راحت چند نفرو به مقصد رسوندي ؟ ميدونستي كه ازت نميپرسن چرا بزرگترين خوهه يشهر مال تو بوده ؟ ازت سوال ميكنن چند شب توي خونه راحت خودت بي خانمان هارو مهمان كردي؟ اينو ميدونستي؟!؟

يه راز  

يه روز يه نفر با دوستش راجب خاطرات قديمشون حرف ميزدن اولي  به دومي گفت حلالم كن  دومي گفت واسه چي تو كه كاري نكردي  اولي گفت  : يادته اوروز  اومدم وانتتو ازت گرفتم تا   با نامزدم بريم گردش   دومي گفت اره يادمه اولي گفت  : من اونروز اين كارو نكردم   وبا وانتت  كار كردم چون به پول احتياج داشتم   دومي گفت  تو خيلي نامردي من با وجود اينكه ماشينمو ميخواستم بهت دادم تا خوش باشي ولي تو سواستفاده كردي ولي به حر حال مي بخشمت  اولي گفت يه چيز ديگم هست دومي گفت بگو  اولي گفت: يادته اونروزا با هم جمع ميشديم تا شبا هواپيماي جاسوسي امريكارو ببينيم   دومي گفت اره يادمه  اولي گفت خب يادته كه من ميگفتم از خونه ما ديده نميشه بريم از حياط خونه شما ببينيم دومي گفت اره اولي گفت   من ميخواستم زنت برام چايي درست بكنه چون تو خونمون چايي نداشتيم برا همين بهت ميگفتم از خونه شما اون هوا پيما ديده ميشه و حتي هوا پيمايي در كار نبود

 

امروز خيلي خوشحالم   چون اين روزا يكي منو خيلي خوشحالم كرد خيلي خوشحالم اميدوارم اون هر چي ارزو

داره بهشون برسه

 

اينم تقديم به او

يه نفر يه جايي تمام روياهاش لبخند توست و وقتي كه به تو فكر ميكنه احساس ميكنه كه زندگي واقعا با ارزشه

پس هر وقت احساس تنهايي كردي اين حقيقت را به خاطر بسپار يه نفر يه جايي در حال فكر كردن به  منتظرته

بدون که یه نفر همیشه منتظره لبخند توست منتظره تا ببینتت 

اینم  تقدیم به او

اين گل هم برا اونايي كه خوندن وبلاگمو من همشونو دوست دارم  

 دوست دارم

 مثل هميشه

خدايا ! اگر  ما مقصريم  تو درياي رحمتي اگر ما هميشه كوتاهي ميكنيم تو هميشه با اغماض به رفتار  ما مي نگري  اخر تو ستار العيوبي ما عجب اسراري داريم به ادامه ي گناه ... به ادامه گنه كار بودن

خداوندا گناهان ما را بريز اما ابروي ما را نريز  كه ما به ابرويمان زنده ايم. اگر تو همه خوبي هايت را داشتي اما ستار العيوب نبودي چه ميشد چه اتفاقي مي افتاد  ؟ تو تنها كسي هستي كه مرا با تمام بديهايم ميشناسي و بدون هيچ منتي مرا ميپذيري  و هيچ كدام از نعمتهايت را از من دريغ نميكني  خدایا به ما کمک کن تا در امتحانات سختی که از ما میگیری پیروز باشیم  خدایا از ما امنتحان سخت نگیر خدایا ما را به بیماری های سخت مبطلا نکن تا از این را ما را امتحان بکنی خدایا چشمان مارا از ما نگیر چون نمیدانیم اگر چشممان را از ما بگیریم باز هم  تو را سپاس میگوییم ؟

خدایا دوستت دارم

 

نوشته شده توسط فرزاد | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: فرزاد & Designer: Hessam Sedaghati