به نام خداوند بخشنده مهربان که گر جز با نام اغاز کنی نامردی
سلام
مهم نیست کسی بخونه یا نه
من دوست ندارم داستان بنویسم من دلم نمیخواد جز حقیقت چیزی بنویسم بیخیالم نیستم من داستان نویسی رو دوست ندارم من شعر گفتنو دوست ندارم من بلد نیسم اما تموم نویسنده ها شاعرا رو همشونو دوست دارم ولی یه روزی دیدی همه بد بختیای روزگار مال تو بشن چه احساسی پیدا میکنی تا حالا دیدی که خیلی به سختی بیفتی هیچکسی کمکت نکنه دستتم به هیچجا بند نباشه من هر روز یه مردی رو تو کوچمون میبینم که مریضه داره پاهاشو دستاشو به مرور زمان از دست میده پاهاش دارن یکی یکی پوسیده میشن و میفتن ولی اون هیچوقت نامید نمیشه بزار واضح بگم اون هیچوقت نباید خدا رو از یاد ببره چون داره امتحان میشه یادمه یه شاعر میگفت من حاظرم به خاطر خدا برم به جهنم چون من فقط خدا رو میخوام چی میشه ادم تو دنیا دل هیچکی رو نشکنه با همه مهربون باشه هیچکی رو ناراحت نکنه مگه ادم بی ارزش چی میشه این همه پوست استخونشو برا لذت خودش اینطرف اون طرف نکشه . تردید دارم نمیدونم چی باید بنویسم چی باید بگم تردید دارم به هدفم میترسم هدفمو درست انتخاب نکرده باشم بعضی وقتا فکر میکنم دل همه ادما پاکه ولی وقتی حرکات بعضی از ادما مثل رئیس میراث فرهنگی ولایت خودمونو میبینم احساس میکنم این مقام ادمو چقد میتونه از خدا دور بکنه خیلی خوشحالم که خدا منو به حال خودش رها نکرده خوشحالا مرتب کارای من درست نمیشه چون فکر میکنم دارم تاوان گناهان دیگمو تو این دنیا میدم و احساس میکنم ......
خدایا به خاطر همه چیزی که بهم دادی ازت سپاسگارم به خاطر اینکه کمکم میکنه تا راه برم نفس بکشم دوست داشته باشم درس بخونم بنویسم مهم نیست این همه بد بختی من این همه امیدوارم خدایا کمکم کن تا همیشه تو را شکر بگویم خدایا ازم امتحان سخت نگیر چون میترسم نتونم نتونم از پسش بر بیام خدایا اگه همه چیزمو از من بگیری چشامو دستامو پاهامو خدایا نمیدونم میتونم بازم شکر گزارت باشم یا نه این کارو با من نکن خدا یا ریا رو که بد ترین چیزه از من دور کن دروغ رو از من دور کن خدایا من از غرور بدم میاد منو مغرور نکن همه مریضا رو شفا بده تو دل ها محبت قرار بده خدایا من از همه دوستایی که ناراحتشون کردم میخام که منو ببخشن تو هم منو ببخش من تو رو بیشتر ناراحت کردم خدا یا عاشق شدنو معشوق بودن از هیچ بندت نگیر خدایا دوستی دارم که خیلی مریضه ازش خبری ندارم بیخبرم خدایا هیچکی رو از هیچ بندتو بیخبر از هم نزار خدایا نمیدونم خودهخواهم یا نه ولی خدایا ازت خواهش میکنم به اون شفا بده تا دوباره بتونه مثل قبل باشه خدایا کمک کن اونو هیچکس با کسی که دوست داره این کارو نمیکنه من یه دوست دیگه هم دارم الان رفته زیارت امام رضا خودش گفته منم دعا میکنه خدا کنه یادش نره من اونو خیلی دوست دارم
اگه تا اینجا خوندی تو هم برا دوستم دعا بکن چون اون فقط میخواد دوستم باشه و من دوستدارم دوستام همیشه موفق باشن حتی اگه منو دوست نداشته باشن
حرفای یه دوست مهربون به نام مهرنوش:
نمیشه به کسی تو این دنیا اعتماد کرد
میدونی من تو این دنیا به کسی اعتماد ندارم
یک نفر بهم میگفت:
من برادرم مثل دوستمه
تمام حرفامو به اون میگم
به من گفت تو به کی میگی؟
خواهرت یا مادرت؟
من گفتم هیچکدوم
فقط به خدامیگم
گفت جوابم تا حالا گرفتی
گفتم همین که خدا حرفامو میشنوه واسم یه امیده
واسم دل خوشیه
همین که سبک میشم خودش خیلیه

امیدوارم همیشه موفق باشی دوست عزیزم
گله دارم از بعضی ادما که نظر منو تو بعضی وبلاگ ها حذف میکنن اونا بدونن من ازشون خلی ناراحتم چرا این کارو میکنند
این گلای خشگلم تقدیم به میکنم به یکی از دوستای عزیزم

یا امام حسن عسگری


