تبليغاتX
welcome my blog بی تو بارون نمیباره
بی تو بارون نمیباره
در انتظار
شنبه 20 مرداد1386 0:18

به نام خدا

 

 

سلام بر مبعث ، عيد رسالت پيامبر اعظم (ص)

 

«اِقرَأ باِسم رَبِّک اَلُّذِي خَلََقَ»

 

عيد رسالت و جشن برگزيدگي و برانگيختگي پيامبر بزرگ اسلام،

حضرت محمد مصطفي (ص)

بر جهان و جهانيان مبارک باد

 

 

 

 

 

 

 

ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد

دل رميده ما را انيس و مونس شد

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا

فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد

به صدر مصطبه ام مي نشاند اکنون دوست

گداي شهر نگه کن که مير مجلس شد

طربسراي محبت کنون شود معمور

که طاق ابروي يار منش مهندس شد

لب از ترشح مي پاک کن براي خدا

که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد

کرشمه تو شرابي به عارفان پيمود

که علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد

چو زر عزيز وجودست شعر من آري

قبول دولتيان کيمياي اين مس شد

خيال آب خضر بست و جام کيخسرو

 

به جرعه نوشي سلطان ابوالفوارس شد

ز راه ميکده ياران عنان بگردانيد

چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد

 

نوشته شده توسط سحر

 

 

 

 

 

 

 به نام خدا

 

امروز وقتي اينو دارم مينويسم يكم خوشحالم از دوست خوبم سحر هم به دليل اينكه خيلي خوب حرف ميزنه ممنونم واقعا انسان بسيار با شخصيت و با  شعوريه.محمد عزيز نمدانم اينروزها چرا از من بد میگويی  اخر نمدانم مرتکب چه گناهی شدم که اين چنين گرفتار سرزنش و کردار نادرستت شده ام  میدانم اين روزها بيشتر تمام ملامت ها نسيب من است ولی محمد عزيز اگر خواهی  ديگر سخن نمیگويم اگز بخواهی ديگر هيچوقت هيچوقت مرا نخواهی ديد   نگزار این دنيای تيره بر من بيش از این هم تيره تر شود  من تو رو دوست خود میدانستم  اما...محمد  ايا ترديد داي شيطان هميشه در كمين گاه است.  بعضي وقتا از خيلي چيزا خسته ميشم از نوشتن از اين كه مدام به يه نفر افلاين بزاري اون انلاين نشه تا حرفاتو بخونه ادم تو حالت احساس ميكنه خيلي تنهاست .خيلي دلم ميخواست امروز يه داستان خشگل بنويسم  اما نميتونم انتخاب بكنم كدوم داستان خشگلترنه  اما يه داستان كوچولو مينويسم   قبل از اينكه بنويسم از كسايي كه حالا دارن اينجا رو مي خونن خواهش ميكنم هيچ وقت قولشونو كه به من دادن فراموش نكنن همه به من قول ندادن بعضيا بهم قول دادن اونا منو فراموش نكنند   چون فكر كنم هنوز  من همه رو رو دوست دارم و خواهم داشت.

 

 

از شمع پرسيدم : چي رو بيشتر از همه چي دوست داري !؟ گفت از تاريكي گريزانم دوست دارم به خود ومحيط اطرافم اگاه باشم . دوباره پرسيدم :اما عمرت كوتاه است از مرگ نميترسي: گفت عمر كوتاه بهتر از تاريكي وجهل است

 

سلام اين بار سلامم با سلام هاي قبلي ام فرق ميكند اين بار وجدانم دستور داد بدون ان كه (گير) تو باشم به سراغت بيايم . نه بدهكارم نه در عشق ارزويي دارم  ونه نگران سلامتي خودم .امروز والبته تا اين لحظه حالم خوب است واسمان ابي است . ميخواهم براي يك بار همه كه شده  به سراغت بيايم چقد ر   خوب است اين حال.

 

پروردگارا من در كلبه متروك و فقيرانه خود چيزي دارم كه تو درعرش كبريايي خود نداري..من چون تويي دارم و تو چون خود نداري .

اي كاش  به تو بينياز بودم ان وقت ان شور چه زيبا بود  واين معا شقه چه اوجي ميگرفت.

به عرشت قسم اگر بينيازت هم بودم به درگاهت ميامدم براي عرض ارادت براي عرض تشكر از اين كه قلبم چندين سال است بي وقفه ميزند  و من هنوز زنده ام . هنوز ميتوانم لذت ببرم و لذت برسانم زندگي مگر چيز ديگر است؟

از انسان ها يي  كه مبطلا به مرض بي احساسي هستند چيزي نديده ام .

از تو ممنونم كه هنوز زنده نگاهم داشته اي وهرگز منت بر سرم نميگذاري .

خوشحالم كه حالم خوب است !

هرگز نگفته اي نشانيت كجاست . نميدانم اين نامه را به كجا ارسال كنم ..نه .نه! ديدي هنوز هم بچه ام ! انگار بعضي ها راست ميگفتند كه هنوز كوچولو هستم ! تو همه جا هستي  توهمه جايي هستي.تو با مني پس خيالم راحت است از اين كه اين نامه را ميخواني با حوصله هم ميخواني .

ترس از مصيبت ندارم چون تو را بيش از اندازه به خودم نزديك ميدانم 

چقدر راحتم چقدر راحتم كردي دوستت دارم خداي من.

 

 

ای خدا

نوشته شده توسط فرزاد | موضوع: | لينک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: فرزاد & Designer: Hessam Sedaghati